http://www.5040.ir/Ali1350
 
 
http://www.5040.ir/Ali1350
 
کد خبر: ۳۴۹۱۹۶
تاریخ انتشار: ۱۳ مهر ۱۳۹۲ - ۱۴:۵۵ - 05 October 2013
فدراسيون بين المللي فوتبال (فيفا) در اقدامي در بخش معرفي تيم هاي ملي ايران و كشورهاي حوزه خليج فارس، در بخش موقعيت مكاني تمامي اين كشورها نسبت به آبهاي نزديك به آنها، نام خليج فارس را حذف كرد.

به گزارش ايرنا، فيفا پيش از اين در اين بخش نام خليج فارس و خليج عمان را استفاده كرده بود كه با اعتراض برخي كشورهاي عربي از جمله عربستان و امارات مواجه شد.

فيفا نام خليج فارس را حذف كرد

در اطلاعات مربوط به كشورهاي عراق، بحرين، كويت، قطر كه تنها مرز آبي آنها با خليج فارس است، هيچ نامي درج نشده است.

هم اكنون در بخش اطلاعات موقعيت مكاني ايران و كشورهاي امارات، عربستان و عمان نام خليج عمان آورده شده است.

رييس فدراسيون فوتبال روز شنبه در حاشيه رونمايي از حامي تيم ملي فوتبال اعلام كرد كه اين فدراسيون به اين اقدام فيفا بصورت رسمي اعتراض كرده است.
 |+| نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1392ساعت 17:30  توسط قاسمعلی رایجی یانه سری  | 
الخلیج الفارسي در نامه ملک عبدالعزیز آل سعود

ملک عبدالعزیز آل سعود ملک سعودیه در سال 1923 در چند نامه نام کهن خلیج فارسی را ذکر کرده است این نامه توسط سید هاشم بن سید احمد الرفاعی به نماینده بریطانیا س.ج. نوكس در بوشهر ابلاغ شده است.قضیه این نامه ها از این قرار است که سال 1828 آل خلیفه توانستند بحرین را از امارت بوشهر جدا کنند حکام جدید بحرین که بر خلاف سکان مذهب سنی داشتند مردمی بدوی و بی سواد بودند که با رسیدن به حکومت بیشترین ظلم را به مردم روا داشتند افراد عائله حاکم به راحتی زمینها و مایملک مردم را صاحب می شدند مالیات هنگفتی از شیعیان گرفته می شد و از قتل و خونریزی نیز ابایی نداشتند در این میان قبیله سنی مذهب دواسر نیز خارج از حکم آل خلیفه از شبه جزیره رو به بحرین نهادند و با تحریک پادشاه سعودی به زور زمین و دارایی سکان شیعه مذهب را تصرف می کردند با انقلاب 1920 در عراق با رهبری علمای شیعه حکومت بریتانیا برای جذب افکار عمومی شیعیان خصوصا در ایران مجبور به اقداماتی اصلاحی شد ناگفته نماند که بحرین ان زمان جزیی از خاک ایران به شمار می رفت و تا سال 1971 وضع بر همین منوال بود که بعدها با فتنه استعمار انگلستان از بدنه ایران تجزیه گردید.


 سال 1923 بین سکان بحرین و سنیهای تازه وارد درگیری خونینی روی داد در این درگیری که بین شیعیان وحکومت و قبیله سعودی الاصل دواسر روی داد دولت بریطانیا با احمال فشار بر حکومت بحرین قبیله دواسر را مجبور به ترک بحرین کرد و همچنین دست به اقداماتی اصلاحی زد که تا حدودی به نفع شیعیان و ضرر حکومت بود در این درگیری رئیس بلدیه بحرین محمد شریف و بسیاری از بزرگان فارس زعامت قیام شیعیان را به عهده داشتند و نماینده سعودی نیز از بحرین اخراج شد حکومت سعودی که به تازگی بر مناطق شیعه نشین قطیف و الاحساء مسلط شده بود ترسید که دامنه قیام مردمی شیعیان به این نواحی نیز برسد به همین خاطر سید هاشم بن سید احمد الرفاعی را که جوانی کویتی الاصل و زیرک بود نزد نماینده بریطانیا در بوشهر کولنل نوکس فرستاد سید هاشم حامل چند نامه بود که یکی از آنها شکایت از محمد شریف رئیس بلدیه بحرین و نماینده بریطانی المیجر دیلی و درخواست بازگشت نماینده سعودی بود.المیجر دیلی یکی از زعمای حرکت اصلاح و از جمع آورندگان اموال برای مبارزین بود.این دیدار روز دوشنبه یازدهم یونیو 1923 در بوشهر روی داد و سید هاشم نامه های پادشاه سعودیه را تسلیم نماینده استعمار بریتانیا کرد.نکته قابل توجه این است که ملک عبدالعزیز پادشاه سعودی این منطقه را خلیج فارس می خواند که از لحاظ تاریخی می تواند مورد بررسی قرار گیرد..متن کامل نامه ها از کتاب الشیعه فی المملکة العربیة السعودیه نوشته استاد گرامییم حمزة الحسن نقل میشود
 .
 *اولا : تقرير عن المفاوضات مع السيد هاشم، مبعوث سلطان نجد، والتي جرت ما بين 11و 20 يونيو 1923.
 "قبل أن أغادر الكويت في الرابع من يونيو الماضي، تلقيت برقية من المعتمد السياسي في البحرين تفيد بان سلطان نجد ارسل مبعوثا موثوقا يدعى السيد هاشم، ليتباحث معي بخصوص المسائل الناشئة عن الاضطرابات التي وقعت مؤخراً في البحرين، وبقدر ما تؤثر هذه الأحداث على رعاياه المقيمين في تلك الجزر، واستفسر المعتمد السياسي عما إذا كنت ارغب في أن يلحق بي السيد هاشم إلى الكويت على الفور، وإذا لم يكن ذلك ممكنا، فما هي التوجيهات التي يجب على المعتمد السياسي إعطاءها للسيد هاشم لكي تتوفر له الفرصة لمقابلتي ؟

كنت على وشك مغادرة الكويت للقيام برحلة مستعجلة إلى المحمرة والأهواز، وكنت اتوقع أن اعود إلى مقر القيادة في بوشهر خلال الايام الثلاثة أو الأربعة التالية.وبناءاً على ذلك فقد طلبت أن يتوجه السيد هاشم إلى بوشهر على الفور وينتظرني هناك، كما أبرقت إلى سكرتيري في بوشهر أطلب منه أن يقدم كل مظاهر الكرم والاعتناء بمبعوث سموه حال وصوله وبإنتظار عودتي.

عدت إلى بوشهر مساء يوم الثامن من يونيو وأجريت مقابلتي الاولى مع السيد هاشم صباح يوم الاثنين، الحادي عشر من يونيو 1923.

السيد هاشم، شاب يتراوح عمره بين الثلاثين والخامسة والثلاثين عاماً، وهو من اصل كويتي، وعلى صلة قرابة قوية بصديق لي في الكويت، هو الشيخ موسى بن عبد الرزاق، وهو تاجر ثري ومحترم من تلك البلدة، كان قد توفي قبل بضع سنوات.
 أبلغني السيد هاشم أنه كان صبياً صغيراً حين كنت أنا مسؤولا في الكويت، ولكنه يتذكرني جيداً ويتذكر زيارتي لديوانية الشيخ موسى في مناسبات العيد، وللقاء هناك بالشيخ مبارك الصباح.

ونظراً لوجود هذه الحلقة من الصلة بيننا، فقد ذاب الجليد على الفور، ووجدت السيد هاشم رجلاً مهذبا وكفئاً وسريع الفهم والبديهة ومدركاً لمصالح سيده، وتواقاً في نفس الوقت لان يقيم علاقات تفاهم ودية، والإبقاء على علاقات طيبة معنا.
 * ثانيا :رسالة من : الشيخ السير عبد العزيز بن عبد الرحمن ال فيصل السعود، أمير نجد الخ..
 إلى: سعادة المحترم س.ج. نوكس
 المقيم السياسي في الخليج الفارسي
 بتاريخ :الخامس من شوال 1341هـ
 22مايو 1923
 بعد التحيات
 لي الشرف بان اعلمكم بأنني تكاتبت مع سلفكم المحترم، الكولونيل تريفور، حول موضوع الجواز جواز السفر الذي كنت أعتزم تعميمه على رعاياي بواسطة المعتمد السياسي البريطاني في البحرين، الميجور ديلي، وافق ديلي على ذلك، وقد تلقيت أخيراً رسالة مؤرخة في 23شعبان من ديلي يطلب مني فيها أن ارسل له 12نسخة من ذلك الجواز، حسب رغبة حضرتكم، وقد أرسلتها له بالفعل، ولما كان قد مر زمن طويل دون أن أتلقى اية نتيجة نهائية، ولما كان السيد هاشم، الذي تربطني به القرابة، وهو احد أتباعي الخاصين، سيتوجه لمقابلة سعادتكم، فقد رأيت من الضروري أن أذكركم بالمسألة. آملاً أن تعطوها كامل عنايتكم واهتمامكم، وإني على ثقة من انكم ستعطون المذكور رسالة مرضية حول هذه القضية التافهة حال عودته إلى بلاده. وتقبلوا فائق شكري واحترامي سلفا والله يحفظكم..
 ثالثاً : رسالة من : عبد العزيز بن عبد الرحمن الفيصل السعود إلى : حضرة الليفتنانت ـ كولونيل س.ج.نوكس، المقيم السياسي في الخليج الفارسي
 بتاريخ :الخامس من شوال 1342هـ
 22مايو 1923
 بعد التحية
 لي الشرف بان ألفت انتباهكم إلى المشاكل التي حدثت بين الفرس المقيمين في البحرين وبين رعاياي هناك، والتي قتل وجرح من جرائها الكثيرون، وقد تأكد لي من مصادر موثوقة يمكن الاعتماد عليها، أن المعتدي والمدبر لهذه المشاكل كان الفرس، وذلك بدليل اشتراك وجهاء الفرس في هذه الفتنة، وعلى رأسهم محمد شريف، الذي لا يخفى عليكم موقعه الرسمي، لانه رئيس بلدية البحرين، وهو الذي يشرف على قوات الشرطة، خلافاً لرجال نجد المعروفين الذين امتنعوا عن المشاركة في هذه الاضطرابات، ومارسوا ضبط النفس والحياد التام رغم الخسائر التي تكبدوها، والقهر الذي تعرضوا له، وقد برهن ذلك على رغبتهم الأكيدة بالسلام والهدوء.

لكن القضية المدهشة هي أن رجال الشرطة، الذين أوكل إليهم حفظ القانون والنظام، قد انحازوا، كما يبدو، إلى الجانب الفارسي بسبب تعصبهم الديني وجنسيتهم الفارسية، وأطلقوا النار على النجديين، أثناء ذلك، كان المعتمد السياسي لبريطانيا العظمى في البحرين، الميجور ديلي، يتفرج على هذه الاضطرابات بلا اكتراث، ولم يكلف نفسه عناء إيقافها وكأنها لا تهمه. إن موقفه هذا هو الذي أثار دهشتي واستغرابي، وكنت آمل على الاقل بأنه سيطمئنني، ولو برسالة واحدة، حول هذه المشاكل التي اندلعت في مطلع شهر رمضان.

وتظهر آخر الاخبار التي تلقيتها حول الموضوع انها لم تحل، ولا أعرف ماذا حصل وماذا ستكون النتائج، ولكن يؤسفني أنه لم يفعل ذلك، ولذلك ارجو أن تعذروني حين أذكر لسموكم بأنني مستاء جدا من موقفه ذاك، وإنني آمل من صديقتي بريطانيا العظمى ـ التي لم ولن اتوقف أبداً عن المحافظة على صداقتي المخلصة لها، والتي نطمع بصداقتها وحبها ـ أن تعين وسيط وحدة بيننا وبينها يكون حريصا وغيوراً على مصالحي، كما كانت بريطانيا دائما.

هذا وقد قررنا أن نرسل هذه الرسالة مع السيد هاشم، احد اتباعنا المخلصين، نيابة عنا، لتسليم الرسالة لسموكم، وللتحقيق والاستفسار عن تلك الاضطرابات، آملاً من سموكم أن تعينوا احد رجالكم الموثوقين الذين تعتمدون عليهم، لكي يرافق تابعي المذكور إلى البحرين، حتى يقوما بالتحقيق والاستفسار والتأكيد معا من الأسباب، لكي تأخذ العدالة الحقة مجراها الطبيعي، ولي وطيد الأمل بان تنظروا سموكم في هذه المسألة، كما هو متوقع من بعد نظركم وحكمتكم، وان تعطوها ما تستحق من الانتباه والعناية.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1392ساعت 19:8  توسط قاسمعلی رایجی یانه سری  | 

نام خلیج فارس و تاریخ

از پیدایش خلیج ‌فارس تا دوران تاریخی:
از چند میلیارد سال پیش كه سطح زمین سرد شد و حالت خشكی و دریا به خود گرفت. قاره‌ها به‌صورت صفحه‌هایی در روی مواد زیر پوسته در حال لغزیدن و حركت بودند و شكل آنها تغییر می‌كرد. از حدود ٢٥ تا ٣٨ میلیون سال پیش به تقریب دریای تتیس كه بین مجموعه خشكیهای جنوب و شمال قرار داشت كم‌كم از بین رفت و قاره هندوستان از جنوب به طرف شمال آمد و به آسیا پیوست و در اثر فشار آن كوه‌های هیمالیا به وجود آمد و شبه جزیره عربستان هم از آفریقا جدا شد و به سوی شمال شرقی حركت و به ایران پیوست و در اثر فشار آن كوه‌های زاگرس پدیدار شد، و خلیج‌فارس شكل گرفت(١)
.
از آن به بعد خلیج‌ فارس از نظر ناهمواری تغییر اساسی نداشت ولی از نظر آب و هوا در هر دوره یخبندان كه سطح آبهای آزاد جهان پایین می‌رفت، خالی از آب می‌شد. در ١٨ هزار سال پیش كه پایان آخرین یخبندان بود و سطح آبهای دریاهای آزاد حدود ١٢٠ متر پایین رفته بود، آب و خلیجی وجود نداشت و چه بسا انسانهای دوران پارینه سنگی در بیشتر بستر آن زندگی هم می‌كردند. با گرم شدن هوا كم‌كم سطح آب بالا آمد و به حد امروزی رسید و احتمالاً بالا آمدن همچنان ادامه دارد(٢)
.
از ٩٠٠٠ سال پیش انسانهای دوران میان‌سنگی و نوسنگی و عصر فلزات در سواحل شمالی از بین‌النهرین، سومر و عیلام به طرف شرق تا هلیل‌رود جیرفت تمدنهای درخشانی را پشت سر نهاده بودند(٣). این مردم كه از نژاد سفید قدیمی تیره رنگ بودند، در بیش از ٥٠٠٠ سال پیش با اختراع خط وارد دوران تاریخی شدند و علاوه بر نواحی ساحلی با نواحی مركزی ایران نیز ارتباط‌هایی داشتند(٤)
و در حواشی سواحل و جزایر نزدیك رفت و آمد می‌كردند.

٢. چگونه و كی نام دریای پارس ثبت تاریخ شد:
داریوش هخامنشی در سال ٥١٧ پ م/ ١١٣٨ پ ﻫ، به «مودرایه» (مصر) رفت و به دستور او كانالی از دریای عرب (سرخ) به شاخه‌ای از رود «پی‌رَوَ» (نیل) متصل شد. و راه آبی مهم اقیانوس اریتره (هند) به دریای مغرب (مدیترانه) گشوده گردید و «اسكیلاگس» دریا سالار داریوش نخستین كسی بود كه ناوگان او از دریای پارس (عمان) عربستان را دور زد و از دریای عرب (خلیج‌ عرب) وارد دریای غرب شد، (٢٠٠ سال قبل از اسكندر) وقتی این آبراهه ایجاد شد به دستور داریوش بر لوحی از سنگ خارای قرمز رنگ به ابعاد ١٧*١٦٧ سانتی‌متر ضمن شرح كانال، نام «دریایی كه از پارس بدان روند» نیز نگاشته شد. و بدین‌ترتیب نام «دریای پارس» برای نخستین بار ثبت تاریخ(٥ و ٦)
گردید (حدود ٢٥٠٠ سال پیش).

٣. خلیج پارس در دوران باستان و استان پارس:
در حدود ٢٢٠ سال جهانداری هخامنشیان و حدود ٨٠٠ سال ابرقدرتی اشكانیان و ساسانیان كه پیوسته یكی از دو ابرقدرت جهان (كه دیگری رومیان) بودند، در مدت بیش از هزار سال امكان و جرأت مخالفت آن هم در حد براندازی نام پارس حتی در ذهن كشور یا قبیله‌ای متصور نبود. استان پارس مهمترین و پرقدرت‌ترین استان ایران باستان بود و این استان سراسر شمال خلیج پارس را شامل می‌گردید و تمام جزایر، سواحل و مناطق مسكونی شبه جزیره عربستان جزء توابع استان پارس به حساب می‌آمد، به عبارت دیگر حدود و نفوذ استان پارس تا سواحل جنوبی شبه جزیره عربستان و زمانی تا دریای عرب (سرخ) بود.

٤. خلیج فارس و دوران تسلط مستقیم مسلمانان (نقل قولی از ابن‌خلدون):

تا قبل از پیدایش اسلام قبایل عرب هیچگاه با هم متحد و صاحب قدرت نبودند و پیوسته از ایران به ویژه ایالت فارس و حكام آن تمكین می‌كردند و در واقع احترام و ارزش برای پارسیان قائل بودند. ر.ن فرای از قول فیلسوف شهیر تاریخ، ابن خلدون (٧٣٢ تا ٨٠٨ ﻫ ق)، می‌نویسد: «بیشتر دانشمندان اسلامی چه در علوم دینی و چه در علوم عقلی جز چند تن، همه غیرعرب بودند... و از آنها بیشتر ایرانی و فارسی... بودند، همه عالمان اصول فقه چنان‌كه می‌دانی و هم كلیه علمای كلام و همچنین مفسران، ایرانی بودند و به جز ایرانیان كسی به حفظ و تدوین علم قیام نكرد و از این‌رو مصداق گفتار پیامبر(ص) پدید آمد كه فرمود: اگر دانش بر گردن آسمان درآویزد قومی از مردم فارس بدان نائل می‌آیند و آن را به دست می‌آورند...»(٧)
.

٥. خلیج‌فارس و حكومتهای مستقل و ایالت فارس:
در آغاز دوران اسلامی ابتدا حكام ایالت فارس از سوی دستگاه خلافت امویان و بعد عباسیان تعیین می‌شدند و به تقریب حاكمان جزایر و سواحل نیز از سوی حكام فارس گمارده می‌شدند.
از دوره طاهریان از شروع سده سوم كه كم‌ كم امرا و سپس پادشاهان محلی و بالاخره دولتهای بزرگ مانند دیلمیان، سلجوقیان، اتابكان فارس، تیموریان، صفویان، نادرشاه، كریمخان زند و حتی آقامحمدخان و فتحعلی شاه قاجار، تمام حكام و شیوخ محلی سواحل جنوبی تابع حاكم ایالت فارس بودند و با دادن باج و خراج و هدایا خدمتگزاری خویش را اعلام می‌كردند.
بیشتر درآمد این حكام از تجارت بود كه دامنه آن از یك سو به شرق آفریقا و از سوی دیگر تا چین می‌رسید و بیشتر بازرگانان بنادر فارس و بحرین بزرگ ثروتهای سرشاری را نصیب موطن خود می‌نمودند.

چند كلمه در مورد بندرعباس

بندر شهر هرموز – در دوران باستان در محل میناب كنونی قرار داشت و از حدود اوایل قرن هفتم ﻫ ق بندر تجارتی بی‌رقیب خلیج‌فارس بود.
جزیره هرمز – در اواخر قرن یاد شده حاكم بندر هرموز برای امنیت بیشتر تمام تشكیلات حكومتی و تجاری شهر هرموز را به «جزیره جرون» منتقل كرد و نام آن را هم به هرمز تغییر داد و جزیره هرمز هم مشهور شد و مهمترین مركز تجاری خلیج‌فارس شد.
بندرعباس – در قدیم دهكده ماهیگیری به نام «شهرو» بود. در اوایل قرن هشتم كه جزیره جرون به جزیره هرمز تغییر نام داد، واژه «جرون» به «شهرو» انتقال داده شد یعنی شهرو، جرون شد. با رونق تجاری جزیره هرمز و نقل و انتقال كالا از دریا به داخل خشكی ایران و برعكس از طریق جرون، كم‌كم این شهر كوچك هم ترقی كرد و نامش از جرون «گمرو» و بعد به «گمرون» (گامبرون) تغییر پیدا كرد. بعدها با آمدن پرتغالی‌ها و تصرف هرمز در زمان شاه اسماعیل، این جزیره تابع دولت پرتغال گردید. در زمان شاه عباس بزرگ صفوی در سال ١٠٣١ ﻫ ق/ ١٦٢٢ م «امامقلی خان» سردار شاه عباس و حاكم ایالت فارس با همكاری شركت هند شرقی بریتانیا، پرتغالی‌ها را شكست داد و گمرون جای هرمز را گرفت و نامش هم به افتخار شاه عباس «بندرعباس» شد و همانند سایر بنادر فارس بر شهرت و اعتبار ایالت فارس افزود (در آن زمان استان هرمزگانی وجود نداشت)
(٨)
.
تابعیت شیوخ و حكام عرب سواحل جنوبی خلیج‌فارس تا زمان فتحعلی شاه قاجار ادامه داشت از آن به بعد عوامل زیادی باعث شد جزایر و سواحل جنوبی خلیج‌فارس از حاكمیت ایران خارج شود و به دست انگلیسی‌ها بیفتد. از جمله: تصرف ولایات قفقاز و شروان (جمهوری آذربایجان)، تسخیر ازبكستان و تركمنستان توسط روس‌ها، شورش‌های هراتی‌ها، قندهاری‌ها (افغانستان بعدی) به تحریك انگلیس‌ها و ندادن اجازه به دولت ایران برای فرونشاندن آنها به بهانه حریم هندوستان بودن، كه هند را تابع بریتانیا می‌دانستند. انگلیسی‌ها همچنین افراد دست نشانده خود را بر مصادر امور مهم ایران می‌گماردند و در ضمن بین شیوخ تفرقه می‌افكندند و آن را به تجاوز نواحی تابع ایران تشویق می‌كردند، و به مرور طبق قراردادهایی شیوخ را تابع دولت انگلستان نمودند و دولتهای ایران به خصوص در زمان ناصرالدین شاه آن قدر درگیر مسایل یاد شده بودند كه حتی فرصت اعتراض هم نداشتند.
دارسی انگلیسی امتیاز نفت را گرفت و با به نفت رسیدن اكتشافات و نیاز ناوگان دریایی انگلستان به نفت، دولت انگلیس خود را رسماً وارد صحنه كرد و انگلیسی‌ها به تقلید روس‌ها كه قزاق‌ها را در شمال داشتند، در جنوب تفنگداران جنوب ایران را دایر كردند و كشور ایران را بین خود و روسیه تقسیم نمودند. با انقلاب ١٩١٧ روس‌ها از صحنه ایران بیرون رفتند... و انگلیس‌ها بر آن شدند تا ایران را تماماً خود مالك شوند، اما لقمه آنقدر بزرگ بود كه آزادیخواهان خود جوش در سراسر جنوب به ویژه در تنگستان و دشتستان و در اكثر روستاها و شهرها بر علیه انگلیس‌ها و عوامل آنها قیام و لقمه را در گلوی آنها گیر دادند.
انگلیسیان ناچار با تغییر سیاست مزورانه و با سپردن كارها به دست عوامل خود فروخته ایرانی و منافع كمتر تن در دادند.
بعدها ایرانیان توانستند با خردمندی و اتحاد و اتفاق در مبارزات ملی كردن صنعت نفت، كمر بریتانیایی كبیر را بشكنند و از ابهت و قدرت جهانی آنها بكاهند...

٦. عبدالكریم قاسم عراقی و جمال عبدالناصر مصری:

در ٢٣ تیرماه ١٣٣٧ / ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ ژنرال عبدالكریم قاسم كودتا کرد و ملك فیصل پادشاه و ولیعهد و نخست‌وزیر عراق و عده‌ای دیگر را كشت و پس از چندی در اختلاف با ایران نام خلیج‌فارس را «خلیج عربی» نهاد. در فروردین ١٣٣٩ حملات تبلیغاتی در كشور قطع و قرار شد بین دو كشور سفیر مبادله شود و عبدالكریم قاسم هم موضوع خلیج عربی را مسكوت گذاشت.
اما جمال عبدالناصر در اثر اختلاف با شاه در رابطه با اسرائیل و اتهام دخالت شاه ایران علیه ملی كردن كانال سوئز و همدستی با استعمارگران ... در ٣ مرداد ١٣٣٩ با ایران قطع رابطه كرد و سفیر ایران و اعضای سفارت را از قاهره اخراج نمود و به دستور او «اتحادیه عرب» در ٢٣ مرداد همان سال برابر ١٤ اوت ١٩٦٠ اعلام كرد: «از این پس خلیج عربی به جای خلیج فارس به كار برده خواهد شد....»
(٩)
.
عبدالناصر می‌پنداشت محمدرضا شاه مالك تمام ایران و خلیج‌فارس است و مردم ایران هم برده او هستند و برخلاف تمام موازین اخلاقی، سیاسی، اجتماعی، جغرافیایی و تاریخ و چشم بستن بر حدود ٢٥٥٠ سال از تاریخ جهان، دست به چنین عملی زد و برای ملت ایران كه رادیو قاهره هر شب از مظلومیت آنان سخن می‌گفت ارزشی قائل نشد.

٧. پیامدهای نامناسب اختلاف در بین اعراب، اعراب و ایران و عوارض آن در منطقه:
می‌دانیم برخی از كشورهای سرمایه‌دار و ابرقدرت برای حفظ منافع بیشتر خود از سیاست تفرقه افكنانه و تضعیف كشورهای منطقه بهره می‌برند. بنابراین برای خنثی كردن این ترفند باید سعی كنیم هر چه بیشتر ارتباط و دوستی و باب رفت و آمد و عرضه داشتن امكانات پرشمار خود را به اعراب بگشاییم و همت كنیم اتحادیه‌ای منسجم از كشورهای ساحلی خلیج‌فارس ایجاد كنیم و در آن محیط دوستی و صمیمیت، خود به خود كار «تغییر نام» حل خواهد شد به خصوص كه دیگر آن مسایل دوره جمال عبدالناصر هم وجود ندارد و روابط به سوی «حسنه شدن» پیش می‌رود.

پی‌نوشت‌ها:

١.Collins Atlas of the World 1988 London.

٢. The Times Atlas of the World new reference edition Times Books, 1999 London.
٣. جیرفت؛ پهلو‌به پهلوی تمدن بین‌النهرین، دكتر یوسف مجیدزاده، خبرنگار، كورش پیرایش، روزنامه ایران چهارشنبه ٦ اسفند ١٣٨٢، ص ١٦. تاریخ و تمدن ایلام، یوسف مجیدزاده مركز نشر دانشگاهی، ١٣٧٠.
٤. اطلس تاریخ ایران؛ دكتر عبدالمجید ارفعی، سازمان نقشه‌برداری كشور، ١٣٧٨.
٥. نقشه‌های جغرافیایی و اسناد تاریخ خلیج فارس، به مناسبت كنفرانس بین‌المللی خلیج‌فارس، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی با همكاری مؤسسه جغرافیایی و كارتوگرافی سحاب ١٣٦٨.
٦. ایران باستان، حسن پیرنیا (مشیرالدوله)، دنیای كتاب، ١٣٦٩.
٧. عصر زرین فرهنگ ایران، ریچارد ن. فرای، مترجم مسعود رجب‌نیا، چاپ دوم، سروش ١٣٦٣.
٨. مجموعه مصور تاریخی خلیج فارس، مؤسسه جغرافیایی و كارتوگرافی سحاب با همكاری علی‌اكبر محمودیان، زیرنظر محمدرضا سحاب، ناشر: كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان، ١٣٨٤.
٩. روزشمار تاریخ ایران، از مشروطه تا انقلاب اسلامی، باقر عاقلی، نشر گفتار، جلد دوم،

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 20:26  توسط قاسمعلی رایجی یانه سری  | 
map of the persian gulf
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 11:41  توسط قاسمعلی رایجی یانه سری  | 
Baylonianmaps.JPG
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 11:30  توسط قاسمعلی رایجی یانه سری  | 
جعفر مرادی‌شهدادی پژوهشگر هرمزگانی و طراح ایده روز ملی خلیج فارس از رؤیت و جمع‌آوری اسنادی قابل توجه پیرامون حقانیت نام خلیج فارس در امارات خبر می‌دهد که در نوع خود قابل تامل است.

به گزارش فارس از بندرعباس، حقانیت نام «خلیج فارس» امروزه برای اغلب ملل دنیا و به خصوص بسیاری از مورخین و پژوهشگران اثبات و چه بسا که در آثار و نوشته‌های خود نیز مورد استفاده قرار می‌دهند.

«مکیندر» جغرافیدان بریتانیایی، خلیج فارس و نواحی پیرامون آن را "قلب جهان" لقب می‌دهد. در واقع این جمله طلایی، نشان دهنده ارزش و اهمیت خلیج فارس در جهان بوده که متاسفانه همواره نگاه حریصانه و آزمندانه آمریکا و بریتانیا را به دنبال داشته است.

حذف یک نام کهن از کشوری که 62 برابر برخی از کشورها از جمله امارات متحده عربی سابقه تمدن و قدمت تاریخی داشته و دارای مرزهای مشخص بوده، امری محال و ناشدنی است.

متاسفانه اکنون تحریف نام خلیج فارس نسبت به دهه‌های گذشته با سرعت بیشتری توسط رسانه‌های خارجی، به خصوص رسانه‌های 22 کشور عربی در حال انجام است.

امید که برخی از کشورهای تحریف کننده نام خلیج فارس بدانند که هنوز هم اسناد و مدارکی در موزه‌ها، کتابخانه‌ها و دوایر دولتی آنان وجود دارد که نام زیبای خلیج فارس به وضوح در آن می‌درخشد و صد البته که خلیج فارس هرگز به سرنوشت دریای مکران دچار نخواهد شد.

موارد فوق، مهمترین بخش از گفته‌های جعفر مرادی شهدادی پژوهشگر هرمزگانی بوده که طی سال‌های گذشته همواره در مقالات، یادداشت‌ها و مصاحبه‌های وی به چشم می‌خورد.

جعفر مرادی شهدادی نویسنده و پژوهشگر حوزه خلیج فارس با تحقیق و پژوهش در کتابخانه‌ها و موزه‌های امارات متحده عربی توانسته به اسناد و مدارک جدیدی در خصوص حقانیت نام خلیج فارس دست یابد که ارزش و اعتبار آن غیر قابل کتمان است.

خبرگزاری فارس در گفت‌وگویی با این دانش آموخته تاریخ ایران، نظر وی را در خصوص چگونگی دست یابی به این اسناد مهم جویا شده که در پی می‌آید:
مرادی شهدادی
* گفته می‌شود به اسناد و مدارک جدیدی در رابطه با خلیج فارس در یک کشور عربی دست یافته‌اید، این موضوع تا چه اندازه صحت دارد؟

بله کاملا صحت دارد، اسناد و مدارک جدیدی در رابطه با حقانیت نام خلیج فارس در یک کشور مدعی و جعل کننده‌ نام تاریخی وجود دارد که با استفاده از آن علاوه بر مستندسازی می‌توان دیگر ملل دنیا را نسبت به پیشینه نام خلیج فارس آگاه کرد، البته ما در ایران نیازی به اثبات این موضوع نداریم بلکه این کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و برخی موسسات غربی از جمله گوگل، ویکی پدیا، نشنال ژئوگرافیک هستند که به نظرم این اسناد را باید در اختیار آنان قرار داد.

*فارس: مگر چه اسنادی هستند که فکر می‌کنید بر اساس آن می‌توان مدعیان و یا تحریف کنندگان از جمله مؤسسات و دانشنامه‌های عربی و غربی را نسبت به آن آگاه ساخت؟

اسناد مورد نظر شامل یک نقشه کاملا تاریخی از یک نقشه نگار اروپایی به همراه پنج اثر مکتوب از یک نویسنده مشهور عرب به نام «محمد مرسی عبدالله» است که تمامی این موارد، به صورت مستند بوده که احتمالا به زودی در اختیار وزارت امور خارجه نیز قرار می‌گیرد.

کتاب‌های موجود در کتابخانه دبی که در آنها تماما از واژه خلیج فارسی استفاده شده است



* کمی از نقشه تاریخی مورد اشاره بگویید!

بله، نقشه مورد نظر که در موزه مردم شناسی دوبی نصب شده، نقشه‌ای کاملا تاریخی بوده که توسط یک جهانگرد و جغرافیدان فنلاندی به نام «آبراهام اٌرتلیوس»(Abraham ortelius)  در سال 1570 میلادی ترسیم شده که خلیج فارس را تحت عنوان «سینوس پرسیکوس» (sinvspersicvs) و با همین رسم الخط حروف بر روی نقشه نگاشته است.

آبراهام ارتلیوس

آیا این جغرافی نویس و نقشه نگار اروپایی در ترسیم نقشه مذکور مناطق خاصی را نشان داده؟


به طور کل این نقشه سرزمین پارس (ایران) و شبه جزیره عربستان را نشان می‌دهد که حتی پسکرانه‌های جنوبی خلیج فارس را جزو قلمرو ایران آن دوران به شمار آورده و در عکس‌هایی که از نقشه نیز تهیه شده به وضوح این موارد را می‌توان دید. اما آنچه که امروزه می‌توان به عنوان برگ برنده‌ای برای ما ایرانیان مطرح شود اینکه نقشه‌ای که در 443 سال پیش توسط یک نقشه نگار و جغرافیدانی طراحی شده که بسیاری وی را ابداع کننده اطلس‌های جغرافیایی امروزی می‌شناسند و مهمتر از همه اینکه این نقشه قدیمی هم اکنون در موزه کشوری نگهداری می‌شود که هر روز هزاران بار نام خلیج فارس را در وب سایت‌ها، منابع مکتوب و مکاتبات بین المللی خود جعل و تحریف می‌کند.
درخشش نام «خلیج‌فارس» در قلب دوبی
نقشه خلیج فارس اثر ابراهام ارتلیوس موجود در موزه مردم شناسی دبی
درخشش نام «خلیج‌فارس» در قلب دوبی

* آیا نقشه‌ای که به آن اشاره کردید، در معرض دید عموم قرار داد؟ شرایط نگهداری از آن چگونه است؟

بله، نقشه تاریخی ارتلیوس مثل دیگر آثاری که در این موزه وجود دارد در معرض دید همگان قرار داشته و فقط به وسیله سیستم نظارت تصویر با زاویه‌های مختلف کنترل و رصد می‌شود.

اما نکته تاسفباری که باید به آن اشاره کنم در خصوص عدم توجه توریست‌های ایرانی به اینگونه آثار و نقشه‌های تاریخی است که بر خلاف اهمیت و ارزشی که دیگر توریست‌ها و جهانگردان اروپایی و آفریقایی به اینگونه آثار قائل هستند و بدون استثنا از اینگونه نقشه‌ها نیز بازدید می‌کنند، متاسفانه ایرانیانی را همانجا دیدم که بدون اطلاع از نام‌های تاریخی ارزشمند در این نقشه گرانبها که به حق حقانیت نام دریاهای پارس و کاسپین را فریاد می‌زند، به راحتی از کنار آن عبور می‌کنند!

* از اسناد دیگر هم بگویید!

همانطور که در ابتدا گفتم پنج اثر مکتوب تحت عناوین تاریخچه امارات متحده عربی و روابط امارات با همسایگان در کتابخانه عمومی دبی وجود دارد که توسط «محمد مرسی عبدالله» نویسنده شهیر عرب بر اساس اسناد وزارت خارجه بریتانیا تدوین که البته در بیشتر صفحات آن به نام «الخلیج الفارسی» نیز اشاره شده است.

* محتوای این کتاب‌ها بیشتر چه بوده و چه تاثیری می‌تواند در اثبات نام خلیج فارس داشته باشد؟


البته تا فراموش نکرده باید بگویم تعدادی از این کتاب‌ها توسط مرکز مطالعات عربی لندن و یک مورد نیز توسط انتشارات دارالقلم کویت بین سال‌های 1981 تا 1997 چاپ و منتشر شده‌ است.

محتوای این کتاب‌ها که اکنون تعدادی از آن در «کتابخانه عمومی دبی» نیز موجود است بیشتر در خصوص تاریخ امارات و روابط با همسایگان آن بوده اما نکته حائز اهمیت اینکه علاوه بر نام خلیج فارس، نام بیشتر بنادر و جزایر ایرانی نیز در صفحات آن به چشم می‌خورد و مهمتر از آن اینکه شاید جزو معدود منابع مکتوب در خصوص تاریخ امارات بوده که محققان و پژوهشگران عرب نیز می‌توانند نام ارزشمند خلیج فارس را رویت کرده و از اقدامات غیرمنطقی و غیرحرفه‌ای حکومت‌های خود در تحریف و جعل نام‌های جغرافیایی که ریشه تاریخی دارند آگاه شوند.

* با توجه به قوانین موجود در کشور امارات، آیا پژوهشگران با ملیتی دیگر هم می‌توانند به چنین کتاب‌هایی دسترسی داشته باشند؟

مرادی‌شهدادی: در خصوص استفاده افراد غیر عضو در این کتابخانه و دسترسی به کتب، شاید برای افراد غیر عضو آنهم اگر طرف ایرانی باشد کمی دشوار است اما اینکه چگونه حقیر توانستم به معدود منابع خلیج فارس با توجه به وجود هزاران آثار مکتوب در این کتابخانه دست یابم باید بگویم که اگر همکاری صادقانه و بی‌دریغ چند تن از شهروندان اماراتی ایرانی‌الاصل نبود شاید دست یافتن به چنین منابعی کمی دشوار به نظر می‌رسید.

مرادی شهدادی در کتابخانه عمومی دوبی

* از آنجا که شما در بحث نامگذاری روز ملی خلیج فارس در تقویم ملی نیز سهیم بودید، چقدر این پیشینه، شما را در دستیابی به چنین اسنادی مصمم و ترغیب کرد؟


هر چند که این پیشینه بی تأثیر نبوده اما برای کسی که دانش آموخته تاریخ ایران است و مقالات، یادداشت‌ها و حتی پایان نامه خود را با موضوع خلیج فارس انتخاب کرده یقیناً پژوهش در حوزه خلیج فارس نه تنها جزو علایق او، که با زندگیش نیز عجین شده و پیوند خورده است. البته این نکته را هم اضافه کنم که نقش و تاثیرگذاری برخی از اساتید گروه تاریخ دانشگاه‌های آزاد داراب و خلیج فارس بوشهر هم در انجام این رسالت غیرقابل کتمان است.

* در پایان چه پیشنهادی در راستای حفظ نام خلیج فارس دارید؟


پیشنهادهای متعددی به ذهنم خطور می‌کند، اما شاید مهمترین آن برنامه‌ریزی منسجم و دقیق جهت ارائه نقشه‌ها، اسناد و متون تاریخی خلیج فارس در همایش‌ها، جشنواره‌ها و نمایشگاه‌های معتبر بین‌المللی نیاز اساسی است، چرا که ما در داخل کشور، هیچ فرد، قوم یا گروهی نداریم که با نام خلیج فارس مشکلی داشته باشد، پس بنابراین باید فعالیت‌های این‌چنینی را در برون از مرزهای ایران متمرکز کنیم.
درخشش نام «خلیج‌فارس» در قلب دوبی
انتشار یک روزنامه فرامنطقه‌ای به نام «Persian gulf»که توسط بخش غیردولتی بتوان آن را همزمان در کشورهای مهم دنیا از جمله خاورمیانه چاپ و منتشر کرد از دیگر پیشنهادات خواهد بود.

پیشنهاد سوم نیز همانطور که بارها در مقالات و یادداشت‌های خود نیز به آن اشاره کرده و شاید دوستانی دیگر هم با حقیر، هم رای بوده «ابداع جایزه بین‌المللی خلیج فارس» است که اگر حمایت مردمی را به دنبال داشته باشد قطعا می‌تواند در سطح نوبل و یا اسکار مطرح شود.
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 11:22  توسط قاسمعلی رایجی یانه سری  | 
  بالا